شمارش معكوس  

 
شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۳

تو می ری پشت علفها گم می شی، من می مونم و گل اقاقیا...


شاید اینو بهت مدیون باشم که توی این صفحه که توی خیلی از روزاش ردپای خنده های تو و گریه های من مونده آخر قصه رو بنویسم: تو رفتی. مجبورت کردند که بری. و قبل از رفتن برام نوشتی خیلی دوستت دارم و خیلی دلم برات تنگ می شه که از حالا هم تنگ شده...

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com