شمارش معكوس  

 
دوشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۳

هیچ وقت فکر نمی کردم بزرگ شدم! نه موقعی که ابروهامو برداشتم، نه موقعی که موهامو رنگ کردم. اما هفته پیش بعد از اینکه سومین تار موی سفیدو توی موهام پیدا کردم، به مامان گفتم این هفته می خوام برم موهامو های لایت کنم و مامان گفت: "نه نمی شه. باید صبر کنی چهلم شوهر عمه ات بگذره، من حوصله حرف و حدیث فامیلو ندارم." فهمیدم که به طرز غم انگیزی بزرگ شدم، شاید اندازه یه آدم بزرگ واقعی!

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com