+ رازی رو که می فهمی باید پیش خودت نگه داری. وگرنه دیگه رازی برات آشکار نمی شه.
- من این کارو نکردم! رازو به همه گفتم. گفتم که حقیقتو بدونند. که بفهمند میشه به کجا رسید. و بعد از اون دیگه هیچ رازی برام آشکار نشد. چرا؟ چرا اینطوره؟
+ نمی دونم. شاید چون همه همدیگه رو آدمای عادی می دونیم، و از تواناییهای واقعی روحی هم خبر نداریم. بعد وقتی بخشی از حقیقت رو که بهش رسیدی برای بقیه بازگو می کنی، اونا یا باور نمی کنند. یا اگه باور کنند با خودشون فکر می کنند یعنی این آدم با این همه نقص به بخشی از حقیقت رسیده؟ پس حقیقت اونقدر ها هم چیز فوق العاده ای نیست. اونوقت از ارزش و قداست حقیقت پیش اونا کم می شه.
شاید برای همینه که باید رازها رو پیش خودمون نگه داریم.