شمارش معكوس  

 
جمعه، فروردین ۲۱، ۱۳۸۳

آقاي دكتر عزيز داشت برام داستاني تعريف مي كرد در جواب سوالم. "... شهريست با نيمه خداياني كوچك كه خود را بزرگ مي پندارند..." آقاي دكتر عزيز داره ميره. زندگي در كنار نيمه خداياني كوچك كه خود را بزرگ مي پندارند دردآوره. اما از اون دردآورتر و وحشتناكتر اينه كه خودت هم كم كم تبديل به نيمه خداي كوچكي شوي كه خود را بزرگ مي پنداري. آقاي دكتر عزيز داره از شهر سرد ميره...

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com