... اي پيش تو چو مستي افسون من افسانه
من شادم. درست از شب تولد تو شادم.
من گم شدم. توي اين ماز شيشه اي گم شدم. احتياج دارم يه بار از بالا نقشه ماز رو ببينم تا راهمو پيدا كنم.
من خوش شانسم. هميشه در مواقعي كه لازمه با آدماي تازه آشنا مي شم. و درست زماني كه احتياج دارم اون آدما درست ترين حرفها رو بهم مي زنند.
من گيجم. حس مي كنم خيلي بي تجربه و كوچيكم. تو يه پله شايدم دو پله يا حتي ده تا پله شايدم بيشتر بالا رفتي. تو دستتو دراز كردي كه منو با خودت بالا بكشي. تو منو دوست داري. به خاطر خدا دوستم داري. من گيجم چون عادت ندارم كسي به خاطر خدا دوستم داشته باشه! من نمي فهممت. تو جور تازه اي مهربوني.
من خسته ام. خسته و يه كمي بي تفاوت. اما نه اونقدر كه وقتي تو فكر مي كني برات فيلم بازي كردم عصباني نشم. من دوست دارم وقتي با لحن مخصوصت بهم سلام مي كني. وقتي عين خودم بهم لبخند مي زني و باز عين من با پلك زدنت تاييدم مي كني.
من منتظر نيستم. طوفان نمي خوام. يه اتفاق خارق العاده نمي خوام. مي خوام دفترمو آروم آروم بنويسم. مي خوام وقت داشته باشم خودمو بفهمم.
گفتم كه رفيقي كن با من كه منت خويشم
گفتـــا كه بنشناســم من خويش ز بيـــگانه
----------------------------------------------------------
پ.ن1: لابد باز فقط خودم مي فهمم چي نوشتم.
پ.ن2: خيلي آمادگي پذيرش خوشيهاي غير منتظره رو دارم! هر كي بهم مي گه بيا بريم بيرون؛ خودكشون هم شده مي رم! با اين مهمون غيرمنتظره سوئديمون خوش گذشت. فقط يه كم سخت بود براش سفره خانه و موسيقي سنتي و مطرب و دود و دم و جكهاي تركي و رشتي رو توضيح بديم. شكلات الكل دار هم دوست ندارم!
پ.ن3: چشمم ترسيده ديگه. لازم به توضيح است كه "تو" هاي متن فوق هر كدام به يك شخص برمي گردد!
پ.ن4: فارماكولوژي پاس شد. شانس آوردم كه شرط نبستم D:
پ.ن5: عزيزم بگو بر مي گردي!