|
شمارش معكوس   | ||
|
|
یکشنبه، دی ۲۸، ۱۳۸۲
هري پاتر و سنگ جادو خيلي بازيش مزخرفه! بعد از اون همه خودكُشون براي گرفتن اون توپ احمقانه كوئيديچ و اون كليده، 1.5 ساعت طول كشيد تا ولدرمورف رو كشتم! يعني تيكه آخرشو حدود 22 بار بازي كردم! هر بار هم بايد صبر مي كردم اين مرتيكه كويرل تبديل بشه به ولدرمورف! براي خنگيم خيلي متاسف شدم! اعصابم هم اونقدر خورد شد كه چند تا مشت حواله مانيتور و كيبورد كردم!
. . . بايد كمك خواست تا تموم بشه. نه تنهايي بايد تمومش كنم. بالاخره توي يكي از اين دو تا حالت قضيه تموم مي شه . بعدش بايد نتيجه گرفت كه چه موقع بايد كمك خواست، چه موقع نه؟ از بازيهاي ذهن بايد ترسيد. چرا همه اش دنبال نتيجه گيريه؟ . . . ميشه وقتي اعصابت خورد ميشه فوكوستو از قضيه برداري. منم شروع كردم به آهنگ گوش كردن. همچين مست آهنگ شدم كه يادم رفت اصولا چيكار مي خواستم بكنم. خب اينطوري احتمال باخت ميره بالاتر. نتيجه اينكه وقت برخورد با مشكل همچين نرو سراغ تمدد اعصاب كه بالكل يادت بره اعصابو واسه چي لازم داشتي! . . . من ديوانه خيانتم! اينو وقتي باز كتابو خوندم الكي به خودم نسبت دادم يا اون موقع دچار همزاد پنداري شدم؟ يالا بگو كدومش! من ديوانه خيانت هستم يا نيستم؟ . . . بله شماره 23 جز زيباييهاي تصادفيه يا تصادفهاي زيبا. چي شد مثلا؟ پيداش كردم. دنيا خيلي جاي قشنگتري شد؟! . . . ببين هي نشين منو كشف كن ديگه. مگه بيكاري تو؟ اين همه موجود قابل كشفِ آدم. جون مادرت برو سراغ يكي ديگه. من از اوناشم كه به وقتش محض كنجكاوي در مورد حال و هواي يه نفر يا شايدم حالگيري يه نوار بهش مي دم به قصد يه آهنگ. آهنگي كه مي دونم تا 3 ماه حالشو مي گيره. . . . از اون قصه ها مي خوام كه دلت مي خواد با كله بپري توش. هيچ نويسنده اي سياهي لشكر نمي خواد؟ . . . عجيبه كه تا حالا نمي دونستم از اينجا خوشم مياد! . . . خبر، هيچي نيست. اتفاق تازه اي هم نيفتاده. فقط پريشب خواب ديدم قراره يه گردباد بياد. همه از مدرسه فرار كردن. نمي دونم من چرا اونجا مونده بودم و اصرار داشتم به يكي از ستونها آويزون شم كه گردباد نبردم! ظاهرا از يه گردباد ديگه به اين شيوه جون به در برده بودم!يه پيرمرده هم بود ظاهرا مدير بود، داشت مي مرد. منم هي نگران بودم بمونه روي دستم! آخرشم مامان الهام برامون شكلات و پنير آورد. گردباد هم نيومد! . . . از شدت خنثي بودن دارم مي ميرم. اسيد خدمتتون هست؟ . . . مي خواي هري پاتر بازي كني؟ مريضي مگه بچه؟ لااقل برو تالار اسرارشو بازي كن! |
|