شمارش معكوس  

 
یکشنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۲

ميشه...

ميشه ميخ خبرا بشي از صبح تا عصر و هي بشيني گريه كني.
ميشه لج كني و جزوه انگليسي بخوني دم امتحان.
ميشه براي nامين بار در مورد كبد و انواع هپاتيت بخوني و بازم قد الاغ حاليت نباشه.
ميشه براي اولين بار عزاي عمومي و تلويزيونيهاي سياهپوشو دوست داشته باشي.
ميشه بشيني و هي نامه پراكني كني و بگي اين درسته و اون درسته.
ميشه شب چشماتو ببندي و از روح لئو تولستوي تشكر كني.
ميشه باهاش حرف بزني و بگي اگه قرن نوزدهم زندگي مي كردم حتما براي عرض تبريك و تشكر بابت شاهكارتون "آنا كارنينا" شخصا خدمت مي رسيدم. يا شايدم اون موقع اومدم خدمتتون و حالا يادم نمياد. شما منو يادتونه؟!
ميشه بخوني خورشيد خانوم عروسي كرده و براش آرزوي بهترينها رو بكني.
ميشه بفهمي سينا مطلبي و فرناز و ماني رفتند و توي دلت شادي و غصه همديگه رو هل بدند.
ميشه دلت بخواد با آرزو بري ديدن باربدِ آلوچه خانوم و آقاي همخونه.
ميشه بشيني فكر كني توي دفتر سفيد و تازه ات چي بايد بنويسي.
ميشه كم كم به عصاهاي آبي هم عادت كني، به زندگي يك پايي و توالت فرنگي!
ميشه به يكي تلفن كني و بفهمي كه فكرا و عقايدتو بايد براي خودت نگه داري و اين قدر مردم بيچاره رو وادار به مردمداري و فحش دادن توي دلشون نكني. فضولي توي كار ديگران از نوع خيرخواهانه و غير خيرخواهانه و ترويج خوشبيني موقوف!
ميشه دلت پارك نظامي گنجوي بخواد و به پات نگاه كني و حسرت بكشي.
ميشه خفه خون بگيري لطفا؟
آره. ميشه!

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com