يارب اين نوگل خندان كه سپردي به منش
مي سپارم به تـو از چشم حسود چمنش
گرچه از كوي وفا گشت به صد مرحله دور
دور بــــــاد آفـــت دور فلك از جـان و تنـش
گر به سـر منزل سلمي رسي اي باد صبا
چشـم دارم كـه سلامي برساني ز منش
...
خوبي حافظ جان؟!!! بابا بي خيال! كوتا بيا! نوگل خندانم كجا بود؟ تو اَم دلت خوشه ها. نمي خوام ديگه نمي خوام. تو هم هر چند بار ديگه كه مي خواي اين اين شعرو بذار توي فالم. ديگه فرقي نمي كنه. باور كن كه فرقي نمي كنه...