شمارش معكوس  

 
یکشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۲

امير عزيز( صحراي خيال يا همون شايد حرف آخر...) توي نظرخواهي نوشته قبلي، برام يه شعر خيلي خوشگل نوشته كه اينقدر دوستش دارم حيفم مياد اينجا نذارمش!

يکی بود
يکی نبود

توی دريا ، بر آبادی نور
پشت کوه های بلند ، يه جای دور
يه پری آتيشپاره ، قد نخود
دس به کمر ، سرتق و قُد
يه خوشگلک ، گوله نمک
همش پی دوز و کلک
تپل مپل ، نون بربری
دستاش کثيف و جوهری
دمش هوا ، سرش فکل
يه دختر حسابی خل
ته تغاری ، بچه ننه
انگار طلبکار از همه
قهر و حسود
کنج خونش نشسته بود
...

راستي امير، آخر قصه رو نگفتي. بالاخره عاقبت اين "دختر حسابي خل" چي ميشه؟

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com