براي عزيزترين برادر دنيا
هيچ وقت دوست نداشتي ازت تعريف كنم چه جلوي خودت، چه پشت سر. ولي اين بار ديگه نمي شه، مي دونم كه اين جا رو نمي خوني، براي همين اينجا مي نويسم كه اگه حضور مهربونت، صداقت منحصر به فردت، لبخند هاي دلگرم كننده ات و قلب خوب و گرم تو نبود توي دو روزي كه گذشت توي شهر سرد شايد براي ابد يخ مي زدم.