شمارش معكوس  

 
جمعه، فروردین ۱۵، ۱۳۸۲

ايمان، معجزه و يك انتخاب...

"شب چيزي نبود جز بخشي از روز. همان گونه كه در نور احساس حمايت مي كرد، مي توانست در ظلمت نيز احساس حمايت كند. ظلمت سبب مي شد كه او آن حضور پشتيبان را برانگيزد. مي بايست به آن حضور اعتماد مي كرد. و اين اعتماد، همان ايمان بود. هيچ كس نمي توانست معناي ايمان را درك كند. ايمان دقيقا هماني بود كه در اين لحظه احساس مي كرد، يك غرق شدگي وصف ناشدني در شبي هم چون امشب، تاريك. وجود داشت تنها به خاطر اين كه خود چنين اعتقاد داشت. معجزه نيز هيچ توضيح و توجيهي ندارد، اما براي آناني كه به آن اعتقاد داشته باشند، رخ مي دهد."(1)
ايمان يك انتخابه در شبي تاريك در يك جنگل، وقتي كه تنها و وحشت زده هستي. مي شه از تنهايي بترسي و دور و برت رو پر از مار و عقرب و حيوانات وحشي تصور كني. مي شه خودت رو در پناه يك پشتيبان تصور كني و آروم بگيري. ايمان يك انتخابه. انتخابي كه تضميني جز احساس خود آدم نداره. و من در شب تاريك، ايمان رو انتخاب مي كنم.
***
"تنها دو راه براي زيستن وجود دارد
يكي آن است
كه هيچ چيز را معجزه ندانيم
و ديگري آن است
كه همه چيز را معجزه بدانيم"(2)
و من معجزه رو انتخاب مي كنم. جوري زندگي مي كنم كه انگار همه چيز معجزه اس.
---------------------------------------------------------
(1) بريدا- پائولو كوئيلو
(2) آبي كوچك آرامش- با الهام از آلبرت انيشتن

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com