شمارش معكوس  

 
دوشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۸۲

روز پاييزي ميلاد تو
در يادم هست
روز خاكستري سرد سفر
يادت نيست
ناله ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر، يادت نيست
تلخي فاصله ها نيز
به يادت مانده ست
نيزه بر باد نشسته ست
و سپر يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست...

خواب روزانه اگر در خور تعبير نبود،
پس چرا گشت شبانه
در به در، يادت نيست؟
من به خط و خبري از تو
قناعت كردم
قاصدك كاش نگويي كه
خبر يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست...

عطش خشك تو
بر ريگ بيابان ماسيد
كوزه اي دادمت اي تشنه
مگر يادت نيست؟
تو كه خودسوزي هر شب پره را ميفهمي
باورم نيست كه مرگ بال و پر يادت نيست
تو به دل ريختگان چشم نداري، بي دل
آنچنان غرق غروبي كه
سحر يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست...

خواب روزانه اگر در خور تعبير نبود،
پس چرا گشت شبانه
در به در، يادت نيست؟
من به خط و خبري از تو
قناعت كردم
قاصدك كاش نگويي كه
خبر يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست
يادم هست
يادت نيست...
--------------------------------------------------
نه، نه، هيچ اتفاقي نيفتاده. اينو همين جوري نوشتم، آخه اين آهنگو خيلي دوست دارم. آره! همه چيز سر جاشه، فقط انگار من سر جام نيستم...

# آهاي! آهاي! يكي بياد يه حرف تازه تر بگه#

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com