شمارش معكوس  

 
یکشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۱

دور شدم. دورِ دور... از همه. همه دوستانم. عجيبه اما هيچكدومشونو نمي خوام، حتي عزيزترينشونو! دلم مي خواد يه جايي برم كه ديگه هيچكدومشونو نبينم. تو رو خدا، نگيد آره بعضي وقتا براي آدم پيش مياد. آخه اين بار مثل هميشه نيست. نمي فهمم چرا اينقدر از همه زده شدم، اينقدر دور شدم... اگه دارم ادامه مي دم فقط به خاطر ترسه. ترس از تنهايي و دلتنگي. گرچه هيچوقت توي زندگيم اينطور مثل حالا دلتنگ نبودم...

ترسم از بي رحمي شب نيست
ترسم از دلتنگي فرداست

# آهاي! آهاي! يكي بياد يه حرف تازه تر بگه#

لينكها در پنجره جديد


اهالي دوست داشتني اين ديار


This page is powered by Blogger. Isn't yours?



Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com